Aftersun
پسر، دوستم كامنت قبليمو لايك كردو من دوباره ياد اين فيلم افتادم و بايد اينو مينوشتم.
يادمه تمام طول فيلم كه بغض كرده بودم و يه حاهايي ديگه گريه امون نميداد. ياد بابام افتادم و لحظه اي كه دختره ميره و پدره ديگه ريكورد نميكنه ديگه نمیتونستم.
منم خيلي با پدرم وقت ميگذروندم، با اين تفاوت كه اون رفت و من موندم.
الان فقط ازش يه مشت خاطره محو و عكس و فيلم باقي مونده.